مست و خراب...
هیچیم و چیزی کم....
و نیک میدانم که با آمدن موسوی هم اوضاع آشفته ی ما بهبود نمی یابد.... زیرا دست هایی که بال پرواز خاتمی را بست...برای او هم هست.... و با این که بدون شک بر این عقیده هستم که سرنوشت این مردم در مسیری رو به سیاهی است.... اما آمدن احمدی نژاد....به معنای قطع امید من از شعور این مردم است... آنهایی که دروغ های کثیف او را بارها شنیدند.... و هاله ی مقدس او را به استهزا نگرفتند و باور کردند..... برایم اهمیتی ندارد...بگذار کروبی بیاید...یا هرکس دیگری.... اما با آمدن این مرد خجالت من از ایرانی بودن اوجی بی انتها میگیرد.... باز هم سرکوب دختران سرزمین من.... باز هم جولان بسیجیان نابالغ با چند تار موی تازه سبز شده در صورت سر هر چهار راه که ...زنی ۵۰ ساله را ارشاد میکنند.... و بزرگان سرزمین مرا راه و رسم زندگی می آموزند.... باز هم مدرک جعلی....وزیر بی شرم طلبکار...... باز هم فریب مشتی عوام و عوام جلوه دادن جمع کثیری بزرگان سرزمین من.... دکتر احمدی نژاد عزیز....چهره ی تو در خاک نهان بهتر..... که دنیا را دم مرگ و در آن لحظه که عزراییل چهره مینماید هم شناختن هرگز... گلهای نیم شکفته ی امید هم پرپر.... بازی ادامه دارد ....کلاغ پر...امید پر...عشق پر....جوانی پر....من پر....تو هم پر.... قصه ها هم که تمامی ندارد....یکی بود یکی نبود..... و ما هرگز نفهمیدیم که چرا یکی بود و دیگری نبود.... و هرگز راه به این گمان نبردیم که جرا بالا رفتیم دوغ بود و غصه ها همه دروغ..... دنیا را حادثه ای لازم است..... از درد مردمی که ((جلد کهنه ی شناسنامه هایشان نیز درد میکند ** )).... از سیاه چاله تا چادر سیاه.... از مرگ یاد تا هجوم باد..... از جای مهر بر پیشانی ناکسان.... تا جای شکنجه بر تن جوان مردان..... همه را در پس کلمات این جا میبارم...... ....................................................................................... بسیار دلتنگ ایرانم..... **استاد قیصر امین پور


| Design By : Night Skin |

